متن نوحه های اهل بیت عصمت و طهارت

امام کاظم علیه السلام
کلمات کلیدی :یوسف رحیمی، امام کاظم، نوحه، تا مشکتو تو آب زدی
نظرات ()

سبک : تا مشکتو تو آب زدی

کسی که آسمو نیا       حاجت می‌گیرن از نگاش

غنچة غم گل داده تو             باغچة دلواپسیاش

خدا می دونه چقدر قلبش بی شکیبه

میون زندان آقا مون خیلی غریبه

توی باغ خشک و خالی و سرخ لبهاش

گلی که سبز مونده تنها أمن یجیبه

 

چه طوری آروم بگیره              تلاطم گریه ها مون

که جون داده کنج قفس          غریب و تنها آقامون

همه عالم پرشد از عطرو بوی غربت

دعای اون خسته دل شد آخر اجابت

همه تا دیدند تنش رو خون گریه کردند

روی دستاش مونده بود زنجیر اسارت

 

شکر خدا که دخترش       ندیده اون صحنه ها رو

طاقت نمی آورد دلش              ببینه اشک بابارو

خالی بود جاش بین اون دشت اشک و ناله

که پرپر می شد با شمشیرها باغ لاله

امون از اون لحضه ای که با گریه می دید

سر باباشو به روی نیزه سه ساله

یوسف رحیمی



نویسنده : مهدی شریفی
تاریخ : یکشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۳
زمان : ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir










پایگاه جامع عاشورا