حضرت عبدالله

سبک: آه، من که جان بر لبم

آه، یادگار حسن، غرق درد و محن

می گوید با عدو، بر عمویم مزن

تا تیغ قاتل می رود بالا

نجمه به خیمه گوید یا زهرا

پیش چشم ثارالله دست عبدالله

شده آویزه ی پوست بین قتلگاه

زینب می کند نگاه

 

آه، آشنای حسین، سر جدای حسین

دست و پا میزند پیش پای حسین

عمو زند بوسه با شراره

بر گلوی خشک و پاره پاره

می گوید این چنین که در تاب و تبم

اهل حرم ببندید چشم زینبم

می ریزد خون از لبم

/ 0 نظر / 43 بازدید